|
کنستانتین
|
به نام خدا
کلاغ وطوطی هر دو زشت وسیاه آفریده شده اند.طوطی اعتراض کرد و زیبا شد کلاغ هم راضی به رضای خدا شد.اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد.
خب بچه ها جیگرا خوش تیپا باحالا بچه دار ها مادر بزرگا پدر بزرگا همه همه مردم ایران من نوووووکرتونم
بچه ها هفته پیش جمعه مارو بردن مسابقه .میزبان رشت بود ولی به ما گفتن که مسابقه کشوری هستش مسابقه ی الیت کیک بوکسینگ . خلاصه مارو بردن که ببریم ولی خودتون میدونید رشتیا حق تیم هارو میخورن(البته بی احترامی نباشه)ما هم فقط ۲ تا طلا ۲ تا نقره و ۳تا برنز گرفتیم که حقمونو خوردن من فقط تونستم مقام سومو کسب کنم حریفم ۵ کیلو از من وزنش زیاد بود.
خب این یه خبر .خبر دیگه ... نیرویه انتظامی،دهقان فداکار را در حین دستبورد به قطار دسگیر کرده و لقب وی به دهقان خلافکار معروف کشته
خب چیکار کنم شوخ طبعیم بازم گل کرد
دریا چیست؟به استخر پر آبی که بسیار وسیع و عمق زیاد دارد و موجودات آبزی هم شاید پیدا شود
یه هفته پیش مدیر کل گیلان داشت حرف میزد میگفت که ۳۰ تا طرح ساحلی زدیم. ولی یدونه هم تو آستارا پیدا نمیشه نمیدونم این طرح هایه ساحلیو کجا میزارن که ما نمیبینیم ۳ سال پیش هم یه طرح ساحلی داشتیم که جمش کردن و دارن اسکله میسازن بعد اون یه ساحل صدف داشتیم که انگار نداریم همش پوست میوه و چیپس و پفک هست حالا آب دریامون تا ۵۰ متریش کثیفه بعد ۵۰ متر شاید آب یه ذره تمیز باشه ولی دریایه ترکیه از همون قدم اول کف دریا دیده میشه تا جایی که چشم کار میکونه بخدا اونا دارن حال میکنن ولی ما یه ماسه تمیز هم نداریم میترسم ادامه بدم اگه ادامه بدم خیلی بد میشه یه مورد دیگه همون امامزاده هاشم هست ۱۰ ساله خرابش کردن هنوز نساختن منم میدونم چرا نمیسازن ولی گفتنش خوبید نداره.
راستی بیاین دیگه آستارا ،آستارا اگه دریاش کثیفم باشه بجاش کوه و جاهایه تاریخی داره
*******************************************************************
سلام به عزیز دلم به بهترینم
خواستم باهات حرف بزنم خودت که نبودی ولی
بوی تنت اینجا مونده با اجازه میخوام باهاش گپ بزنم
ولی نمیدونم از کجا شروع کنم
اومدی و با اومدنت رنگ دنیا مو عوض کردی خواستم بی خیالی کنم اما چشام کار خودشو کرده بود بدون اجازه جات داد بود پلک زدم که پرت بشی . افتادی تو دلم کلی خندیدم یه وقت فهمیدم ته دلمی جا خوش کردی. چرا؟ چرا تو؟ چرا من؟ دیوونه
دیوونه ام کردی آخه چرا؟!
با خندت رنگ شادی به دلم دادی ولی باز توش خالی بود تا که با بوسیدنت تمام چیزایی که یه دل می خواست براش چیدی بچه پر رو اومدی بی ازن و اجازه جا خوش کردی که چی؟
وقتی پیشت هستم احساس خوبی بهم دست میده لازم نیست دم از دوست داشتن بزنیم
اینو بزار بعهده چشا با نگاهت کلی باهام حرف میزنی
باور کن صدای دلتو میشنوم
میخوای بگم دلت چی میگه؟ نه! نمیگم بزار دلما باهم حرف بزنن
ماها نباید راز دلامون رو بیرون بریزیم درست نیست نارحت میشن زود میشکنن
میدونی چطوری؟ وقتی چشا پر آب میشه یعنی دلی شکسته......
دلما وقتی میشکنن زبون که ندارن بگه هی می تپن چشمها به رحم میان
با اشک هر چی تو دلها هست میریزن بیرون تا یه وقت دل از این همه غصه غرق نشه نترکه.
پس وقتی هم میخوای دلو آروم کنی فقط به چشمهام نگاه کن خودش آروم میشه.
برق نگات به دل من جون میده.......
قول میدی ناز نگاتو هیچ وقت ازم نگیری از جمله دوست دارم حالم بهم میخوره
من به زبون اعتقاد و اعتماد ندارم چون بلده فقط حرف بزنه راست و دروغ قاطی هم میخواد زبون بریزه تا جلب توجه کنه بهش گوش بدن! اونوقت اونم هر چی می خواد میگه.
دلم برات تنگ میشه برای دیدنت هی میتپه برای با تو بودن پر میزنه فکر میکنه یعنی چی؟
با چشات از چشام بپرس که تو دلم چی میگزره اگه بهت چیزی گفت بهم نگی باشه؟!
دل اگه میخواست حرف بزنه خدا بهش زبون میداد راز دلها بیرون نریزی هیچ وقت یادت نره!!!!!!!!
با دوستان در پارک نشسته بودیم .هر کی از چیزی حرف میزد که ناگهان صحبت از جن و شیطان و ......شد.بسیار حرف زدیم من هم از همه ترسو تر بودم خلاصه بعد حرف های زیادی که زدیم هرکی به خانه خود رفت(نخود نخود هر که رود خانه ی خود)من در راه بودم که همش در فکر جن و اینجور چیزا بودم خیلی نگران بودم چون شنیدم هرکی از جن بترسه جن ها میان سراغش .
رسیدم خونه،هیچکس خونه نبود(رفتم تهی رو صدا زدم)و من هم ترسو گفتم چیکار کنم چیکار نکنم و تصمیم گرفتم(تصمیم کبری)که برم حموم ،رفتم داشتم سرمو می شستم که یه دفعه ای یکی دستشو گذاشت رو شونم(لطفا افراد پایین 20 سال نخونن)قلبم تند تند زد همون تپش قلبم بالا رفت پاهام سست شد دستام رفتن مرخصی چشمام تار میرفت موهام داشت میریخت خودمو ... کردم .
بعد دیدم دست از رو شونم افتاد جلوی پام ترسیدم گفتم الان میخواد به من آپرکات بزنه
(آپرکات همون ضربه هست که در بوکس استفاده میشه از پایین به بالا میاد که به فک گیر میکونه حالا اینو تمرین کنید ضربات دیگه رو بعدا میگم)که دیدم ای دل غافل این همون لیف حموم هست بالایه دوش آب بود افتاد رو شونم.
.......................................................
در راه رفتن به فرودگاه هستم . بعد از نیم ساعت رسیدم به فرودگاه کمی نگذشته بود که فهمیدم با 1 ساعت تاخیرهواپیما پرواز میکند .
رفتم از فروشگاه فرودگاه یک بیسکویت خریدم و روی صندلی نشستم و کتاب مورد علاقم را برداشتم ومی خواندم هر از گاهی از بیسکویت بر میداشتم و می خوردم .در حال خواندن کتاب بودم که دیدم یک نفر کنارم نشسته و از بیسکویت من میخورد در دلم گفتم چه انسان های بی فرهنگی پیدا می شوند و بی خیال شدم تا که یک بیسکویت در ظرف ماند هیچ کاری نکردم و خواستم ببینم که او چکار خواهد کرد . او هم بیسکویت را برداشت و نصف کرد و یک نصف را خود ش خورد و نصف دیگر را برایم نگه داشت از کار او بسیار ناراحت شدم خلاصه سوار هواپیما شدم و در جای مشخص شده نشستم و باز هم خواستم کتابم را از کیفم دربیاورم که یک دفعه چشمم به بیسکویت دست نخورده ای که خریده بودم افتاد.
و در آنجا بود که فهمیدم من از بیسکویت آن فرد ناشناس میخوردم و او به من چیزی نمیگفت.
مرابی آن که خود خواهم اسیر زندگی کردی!
اگر روزی ز عرشت زمین آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی شب افسرده و خسته.تهیدست و زبان بسته به خانه باز آیی چه میگویی؟ زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟ بوالله میگویی.
سلام بچه ها دیروز چند تا smsاومد همشون ترکی بود منم میخوام بنیویسم و ترجمشون کنم
1)وصیت ایدیرم کی من اولن زامان. گوزومی باغلاسین ایستدیگیم انام/یویولوب کفن بورونن زامان.دالیمجا اغلاسین ایستدیگیم باجیم/قاراباش داشیمی قارداشیم یازسین.سویخسوز قبریمی قویون اتام قازسین/ هامی داغلیب گدن زامان. مزاریم اوسته ایستدیگیم دوستوم اغلاسین/.
1)وصیت میکنم که وقتی میمردم.دوستدارم مادرم چشم هامو ببنده/وقتی که کفنمو شستن.دنبالم دوست دارم خواهرم گریه کنه/دوست دارم سنگ قبرمو برادرم بنیویسه.قبر سردمو پدرم بکنه/وقتی که همه از رو سر مزارم رفتن . دوست دارم دوستم برام گریه کنه/.
2)گونده منه باش ووران. ایندی منه داش وورور/ایندی منه داش ووران. اوزگلره باش وورور/اوزگه اگر داش وورا.دردینه دوزمک اولار/باخ بورا سوز بور دادی.داشلاری یولداش وورور/.
2)کسی که هر روز به من سر میزد. الان به من سنگ میزنه/کسی که به من سنگ میزد. الان به قریبه ها سر میزنه/اگر قریبه به من سنگ بزنه. دردشو تحمل میشه کرد/ببین حرف اینجاست. سنگ هارو دوست میزنه/.
امروز میخوام یه آپ متفاوت داشته باشم
میخوام اولش از زانو بعد دکتر بعد هم از پول دارو ها و کرایه یک شب تخت بیمارستان بینیویسم
خوب مایه دوست داریم ورزشکاره که این آقا تو کشتی آزاد یه بلایی سر خودش آورد که تا آخر عمرش پشیمونه . آقا شایان۶،۵سال پیش میرفت کشتی که کارش خوب بوده و مبرنش برایه مسابقات استانی که همون جا زانوش یه مشکل کوچولو پیدا میکنه که الان مشکل کوچولو شده براش یه مشکل خیلی خیلی بزرگ.بعد از اون جریان ،چند ماه پیش تو فوتسال این زانو بطور کلی ربات صلیبیش پاره شد که روز ۲شنبه ۱۹/۲/۱۳۹۰رفتن عمل جراحی برایه زانوش ، منظور من از نوشتن این مطلب این بود آقا شایان میره پیشه بهترین دکتر ایران که به گفته خودش دکتر تیم ملی هم هستن کل جراحی ایشون حدوده ۴ میلیون شده و یک شب کرایه یک تخت ۲۵۰ هزار تومن بود من نتیجه نمیگیرم فقط می نویسم تا بدونید
حالا این مطلب تموم شد میریم به چند ماه قبل یعنی قبل از عید که تو شهر کوچیک ما یه نفر جلو بیمارستان خودشو آتیش زده بود من این مطلبو نمینوشتم تا دقیق بدونم که چرا این آقا خودشو آتیش زده اونم جلو بیمارستان که دیروز فهمیدم این آقاX زنش مریض بوده و تو بیمارسان بستری شده بوده آقایه دکتر به آقایه X یه کاغذ میده که توش اسم یه دارو بوده این آقا Xکه میره از داروخانه این دارو رو بخره قیمت یه دارو (قرص)میشه ۸۰ هزار تومن که آقای X فقیر پولش نمیرسه بره دارو بخره بجاش میره یه لیتر بنزین میره اونم آزاد بد بخت برا موردنم باید ۷۰۰تومن بده به بنزین خلاصه میره جلو بیمارستان خودشو آتیش میزنه
یه نتیجه گیری مختصر:پول عمل جراحی زانو ۴۰۰۰۰۰۰-پول یه شب تخت ۲۵۰ هزار تومن-و پول قرص ۸۰ هزار برا بعضی ها اینا پول نیست ولی بدونیم که آدمهایه زیادی هستن که برا نون شبشون محتاج هستن![]()
سلامتی گاو چون نمیگه من میگه ما ![]()
سلامتی سگ نه بخاطر سگ بودنش بخاطر وفا داریش![]()
سلامتی کرم خاکی نه بخاطر کرم بودنش بخاطر خاکی بودنش![]()
سلامتی پرچم که ۳ رنگه عشق که۲ رنگه رفیق که یه رنگه ![]()
سلامتی دیوار که مثل بعضی ها پشت آدمو خالی نمیکنه![]()
سلامتی انار نه بخاطر قرمزیش نه بخاطر دون دون بودنش به خاطر تاجی که رو سرشه![]()
سلامتی هر چی مرده تو کون هر چی نامرده![]()
سلامتی هر چی درخته نه بخاطر میوش بخاطر این که کون زمینو پاره میکنه![]()
سلامتی کسی که رفت سفر گفتن زنت مرد برنگشت گفتن بچت مرد برنگشت گفتن دوستت مرد برگشت گفتن چرا زنت مرد برنگشتی گفت زن برا مردمه گفتن بچت مرد چرا بر نگشتی گفت بچه برا کمره گفتن چرا رفیقت مرد برگشتی گفت رفیق جاش تو دله سلامتی هر چی رفیق![]()
سلامتی باغچه ای که گلش شما باشی و خارش ما سلامتی ساقی کون الباقی
وسلام .
حالا تصمیم گرفتم اینو بینیویسم که خیاله خودمم راحت بشه که به دوستایه گلم توجه کردم حالا بییخیال.
یه هفته هست که برایه سانکو یه دوست پسر باحال پیدا کردم که خیلی به هم علاقه دارن.دیروز صاحب پانی(اسم دوست پسر سانکو)اومد اونو برد از حیاطمون برد آخه چند روز باهم بو.دن دیگه پانی داشت پررو میشد و سانکو هم از شب تا صبح فقط گریه کرد(همون زوزه کشید)دلم براش سوخت و نزاشت تو خونه ما کسی بخوابه.حالا بگم از آشنایی این 2 تا
بله من یه دوست دارم تازگیا یه سگ پاکوتا و پشمالو آورده بود خونشون که از خوش شانسیه سانکو نر بود ولی این سگ از سانکو شاسی بلند تر بود .خلاصه این 2تارو آوردیم تو کوچه با آشنا شدن و پانی در اول کار سانکورو گرفت و .......................... بعد بردیم اینها بگردونیم زنجیر هاشونو باز کردیم و مثل 2تا خانوم و آقایه با شخصیت پا به پا یه هم میدویدن حالا برگردیم به جولو اون روزی که سانکو نزاشت ما بخوابیم من فردایه اون روز رفتم بیرون و دیر خونه اومدم که خبر اومد که پانی زنجیر پاره کرده بود و دختر مارو فراری داده بود که به لطف خدا از کنار دریا پیداشون کردم جوونن دیگه چیکار میشه کرد مگه ما از این کارا نکردیم امروز پانیو شستم خیلی خشگل شده بود ولی به سانکو که نمیرسید قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید
از این به بعد تصمیم گرفتم که کم کم آپ کنم ولی هر هفته آپ کنم
این جارو هم گزاشتم که دختر نابغه غلط هیه منو اینجا بزاره بای
سلام سلام بازم اومدم بعد از 23 روز غیبت
. بعضی ها میگفتن آپ نمیکنی حالا امروز تصمیم گرفتم درباره سگم (سانکو)اسمش هست بینیویسم
اینم بگم که به قول دختر نابغه غلط املایی زیاد دارم
ولی من منظورمو میرسونم برام کافیه خوب
من یه سگ پشمالو دارم که خیلی حسوده سفید رنگ هم هست اچند ماه پیش هم به موهاش مش گذاشتم چون خیلی دراز بود مامانم هم از آرایشگری یه چیزهایی سرش میشد بدبخت سانکو رو کرم با سفید کردیم حالا پشیمون شدم که چرا موهاشو مش کردم چون الان تو آستارا سگ سفید پشمالو مد شده خوب بگزریم این سانکو از بچگیش تا حالا چقد آدمو گاز گرفته اولیش خودمن بودم چون این سگه من به دمش خیلی خیلی حساسه اصلا نمیزاره به دمش نیگا کنم تا بخوام دمشو بشورم گازم میگیره . یه روز تو مغازه مامانم نیشسته بودم که کرم ریختم به دم سانکو دست زدم دست چپم هم گوشیه همراه بود که داشتم ازش فیلم میگرفتم دستمو بردم که بخوام به دمش دست بزنم برگشت و دستمو گاز گرفت خدارو شکر که آمپول 7گانشو زده بودم دستم هیچی نشود فقط سوراخ شد بعد از اون روز دیگه دست نزدم. من سانکو رو زیاد بیرون میبرم و تا حالا 3 تا از دوستامو پاهاشونو بوس کرده من موندم این نیم وجبی با دندون هایه کوچولوش چه جور از رو شلوار جین قاز میگیره از پایه یارو هم خون میاد اگه تونستید به این سوال جواب بدید به این شماره پیامک کنید 3000090قوبونه دستتون خلاصه دیروز با 1000مکافات تونستم با قیچی یکم از موهاشو بزنم مگه اجازه میده پدرمو در آورد هی میچرخه این ور هی میچرخه اون ور حالا اینارو ول کنیم. چیکار میکنید تطیلات چطور گذشت خوب بود برا من که هیچ معنا مفهومی نداشت بازم مثل همیشه نیشستم تو خونه جایی نرفتم 13بدر هم جایی نرفتم بازم درسو مدرسه شروع شده حالم گرفت امروز 3شنبه هست شب قراره به علی کاپیتان نیگا کنیم ترکیه میده واقعا یه فیلم کامل هست اونجایه که عشق پدر به فرزندو نشون میده!!!!!!!!!!!!! خوب دیگه چه خبر؟اینجایه که ترک بودنم مشخص میشه بعد این همه حرف میگم دیگه چه خبر؟من از اون ترک هایه زنجان یا اردبیل نیستمااااااااااااااااابه اونا هم بی احترامی نشه من مخلصشون هستم. ترکی ما فرق میکنه ما 3 زبان زندیه دنیا رو یکی کردیم مانند :فارسی ترکی گیلکی با هم شدن ترکیه آستارا چون ترکی حرف میزنیم فارسیو بعضی جا ها که کم میاریم استفاده میکنیم مثلا میگیم به قول فارسها .......... بعضی وقت ها هم از زبان شیرین گیلکی استفاده میکنیم دیگه دستام خسته شدن خوب اگه اجازه بدین مرخص میشم با بای
سلام
خیلی دلم گرفته نمی دونم چطوری خودمو خالی کنم بابا این چه زندگیه، ما پسرا خودمونو خیلی بالا میگیریم فک میکنیم هر چی بلا سره این دختر ها میاریم هگه شونه شاید باشه ولی نه اینجوری کارمون با این دختر تموم نشوده سره اون یکی کلاه بزاریم مثلا این دوست خودم آقایه X که دیروز زیدشو تو یه ماشین قریبه دید همچین عصبانی شد که نگو نپرس ولی خودش حالا تا اوجایی که من میدونم یه 100 تا دخترو بدبخت کرده ولی این آقا اگه یه دختر سرش کلاه بزاره عصبانی میشه اونم چی باید حتماعوضشو در بیاد
ظرفیت تکمیل:قلب پسران پارکینگی است که هیچ وقت تابلوی ظرفیت تکمیل بر رویه آن نصب نمیشود
این جمله 100% صحیح هست و حقیقت داره وقتی پسری که با دختر شاه پریون یا زیبا ترین دختر جهان دوست بشه حتما چشمش به یکی دیگه هست می خوام این مطلبو ادامه بدم ولی از عاقبتش میترسم حالا ولش کن
آستارا
این مسافر ها برایه چیه آستارا میان منم موندم توش این آستارا نه شهر بازی داره نه جایه تفریهی شاید برا ما تکراری شده فقط 3،2تا کوه و دریا و طبیعت داره اونم که روز تطیلات عید کثیف میشه خود به خود هیچ کس هم نمیدونه ولی من که میدونم این مسافر هایه عزیز و خیلی باحال وقتی میرن دریا بر میگردن همه ی آشغال ها رو از زمین بر می دارن و همه جا تمیز میشه حالا اینو بر عکس کنید شوخیییییییییییییییییی کردم من نمیدونم تو تطیلات عید برم خونه فک فامیل یا کار کنم یا دلو بزنم به دریا برم مسافرت راستی روز جمعه رفتم با موتور یه دور بزنم نگو موتور اشغال فنی داشت گردنش قفل کرد و خوردم زمین چیزی نشد فقط دستو پام پوستشون کنده شود، ببینم دمه عیدی دیگه چه بلایی سرم می تونم بیارم
من تو مطلب قبلی گفتم که کیسمو خراب کردم و تو کافی نت هم نمیتونم فک کونم مطلب بنویسم این جور شد که تو کامپیوتر خالم میرم مطلب مینویسم و با فلش میبرم تو کافی نت به اجرا در میارم
مگه خالت به اینترنت وصل نیست شاید این سوال بپورسید.نه خالم به کامپیوتر وصل نیست آخه شوهرش نمیذاره اگه کاری ندارید من میرم بای بای
سلام خوبین فک نکنم دیگه مطلب جدید نتونم بزارم براتون
آخه زدم کیسمو از وسط ۲ شقه کردم
خیلی عصبانی بودم
حالا بیا هر روز به این کافی نت ۲ .۳تومن بده دیروز برادر پلیس هر کیرو میدید از خودش دراومده(یعنی مردم آزاری میکونه)میبرد نمی دونم میگن تا ۱۳ بدر ول نمی کنن عجب میکنن آخه نمی دونید چی شد یه پیر زنو جلویه پاساژ ترسوندن همچین ترسیده بود که بردن بیمارستان اینکه چیزی نیست همه یه دونه برف شادی برداشتن دستشون همش میزنن به هم دیروز دو نفر شوخی میکردن با برف شادی اون یکی دوستش کبریتو گرفت روش حالا بیا خاموشش کن مگه خاموش میشه بد بخت صورتش با موهاش سوخت حالا خدا رو شکر میکرد که کتش نسوخت دیروز رو این طفل هایه معصوم این دختر هایه فشن همشون سفید شدن آخخخخخخخخخخههههههههههههه حال میکردم اینجور عصبانی میشدن آخه اول خودشون کرم میریختن وگرنه کسی با اونا کار نداره که بابا این شار ۱۰۰تایی چیه دیگه دستم خشک شد مگه تموم میشه ۴ تا روشن کردم آخریشو با زور تموم کردم آخه رو کمکنی بود گفتم که با پسر همسایه مون بودم حلا دارم میرم تا ۲شنبه بای بای![]()
وااااااااااااااااییییییییییییییییییی فردا 4 شنبه سوری هست نمیدونم به قول بچه ها 4شنبه سوزی حالا خودمو نمیگم که اینقدر کارهایه خلاف میکونم مثلا 4،5تا لپ لپ دورست کردم در حد بینل 2تا هم نارنجک با اکلی سورنگ خدا بخیر کنه من که مشتاق ترکوندن اینجور چیزا نیستم فقط برای رو کم کنی با همسایه مون میخوام این کارو کنم حالا بیخیال فردا کل شهر ها،شهرستان ها،وروستا هایه ایران می ره رو هوا بعضضضضضضضضضضضضضضضضی نامردها این بمبک هارو میندازن جایی که خونواده هست شاید یه بچه هم اونجا بود ترسید به کی میگم آخه کی به حرف من گوش میکنه روز چهارشنبه سوری همه مشروب میخورن میفتن بیرون من خودم این جور نیستمااااااااااااااا ولی میدونم چی ها میشه حالا بماند خوب فردا شب یه خونه ی تمیز داریم دختر خانوما هفتسینو چیدن و مامان جون هم داره ماهیرو آماده میکونه به به دهنم آب اوفتاد دلم به تاب تاب اوفتاد بعد ما هم آجیل میخوریم خلاصه خیلی کارها قراره اتفاق بیوفته واییییییییی یادم رفته بودااااااا از رو آتیش نپریدیم خوب اونم پریدیم این قسمت برای بعد از ترکوندن مواد منفجره بود که یادم رفت بگم بعد 4شنبه میشه بعد 5شنبه میشه بعد شب عملیات فجر انجام میشه فرداش جمعه غسل میکنیم بعد از این همه کار منتظر روز 2 شنبه ساعت 02:50:45 بامدادمیشیم . این روزا عشقو عاشقی رو ول کردیم همش روز شماری میکنیم تا عید بیاد اونم از نوع خرگوش بای
داشتم به تلویزیون نیگا می کردم که در باره درس حرف میزد 3تا خانوم محترم با1 آقایه خیلی محترم نیشستن اونجا میگن درس ریاضی فکرو باز،فکرو باز میکنه؟هههه این که برام پول نمیشه بورو بابا جمش کنین این دیگه چیه آدم میبینه این همه درس خون بیکار هست دلش می گیره مثلا چند نفرو اسمشو میگم با مدرک تصیلی و شغلشون گزینه 1:شایان عصایی مدرک تحصیلی لیسانس اقتصاد با معدل 16 که با باباش کار میکنه دوست فابریک من هست مثل داداشیم اینم شود شغل فردا میره خواستگاری می گن شغل میگه بیکار گزینه 2:رامین اسفندیاری مدرک تحصیلی لیسانس اقتصاد دوستم هست شغل راننده تریلی با باباش کار میکنه اونم الان بیکار حساب می شه گزینه 3:میر حسین حسینی مدرک لیسانس مدیریت پسر عمه ی من هست با یه دختر که باید خر جشو در بیاره خونشون هم اجاره گرفتن شغل شریفش کاگر ساختمان هست حقوقش بد نیست ولی ارزش اون همه درس خوندن نداره شاید الان درس نمیخوند همون کارو میکرد دیگه لازم نبود پول دانشگاه بده
همشم همین جوری نیستااااااااااا خیلی هاهم مغزشون کار میکنه مثلا گزینه 1:مهدی مدرک دیپلم یه دوست خوب که الان با همون دیپلم اوستا شده یه مغازه داره خرج 3 تا خونه رو در میاره گزینه 2:اصغر اسرافیل زاده تا اول دبیرستان درس خونده زن گرفته و زنش هم خاله منه تو یه گمرک کار میکنه واقع در شهر آستارا که شکر خدا کارو کاسبی خوبی داره
حالا شما بگین تورو خدا من چی کار کنم برم با بابام کار کنم یا درسمو ادامه بدم یا صنعت یاد بگیرم مسخرس اگه برم پیشه بابام میگن رو پایه خودش نمی تونه بایسته برم درس بخونم عاقبتم نمی دونم چی بشه چون یکم درسو سرسری بگیرم که هیج جایی منو واسه کار بر نمی دارن اگه صنعت یاد بگیرم که میشم اوستا ولی تو خانواده و فامیل ها هی گیر میدن و نصیحت میکنن که درس خوبه
حالا درس بهتر است یا ثروت؟
روز شماری می کنیم تا سال 1390 بله من که پسرم ولی حیوونکی دختر ها باید بشینن خونه به مامان جونشون کمک کنن باید روتختی پتو رو بالشی و فرش هارو بشورن پرده هارو بندازن تو لباس شویی حیاتو تمیز کنن لوستر هارو بزارن تو سفید کننده گوشه هایه سقفو با جارو تمیز کنند خلاصه خونه تکونی کنند خسته نباشید به تمام مادر هایه زحمت کش و باحال خب لباس خریدید من که خریدم نمی دونم امسال چه جوری میشه باید عیدی بدیم یا بگیریم چند سال پیش یه چیزی میدادن هر سال کم میشه که امسال هم ما باید عیدی بدیم ناسلامتی مرد خونه هستیم کاش نمیشدیم سره داداشم داد میزنم مامانم میگه داد نزن اون بچه هست تو بزرگی فردا یاد میگیره سره خودت داد میزنه میگم داداشی آب بده مامانم میگه خودت بردار چرا به بچه میگی نمیدونم آخر که چی این بچه بزرگ نمی شه اونم از من چیزی نمیخواد. وقتی این جمله رو به مامانم میگم ناراحت میشه که چرا بد حرف می زنی الان که دارم این مطلبو مینویسم داداشم داره به کارتون نگیا میکنه جرات ندارم بگم صداشو کم کن داداشم هیچ مامانم میپره وسط زود میگه بچمممممممم داره به tv نیگا میکنه منم دیگه لال میشم زیادش مامانم لوسش کرده وگرنه داداشم به حرفم گوش میده من سال 90 اومدم اومدم چی دارم میگم آهان داشتم میگفتم که خونه تکونی چیزه خوبیه دختر ها زورشون زیاد میشه انقد مبل جابجا میکنن امید وارم سال خوبی را سپری کنین با امید اینکه خنده رو لبتون بمونه
بله روز 12 فروردین 89 بود که 2 تا از دوست هایه قدیمی من اومدن گفتن به بابات بگو که این 13 بدر با هم هستیم بله بابام هم بیرون بود من از مامانم اجازه گرفتم اجازه داد و رفتیم بیرون وبابام رو هم دیدمو اون هم اجازه داد ولیییییییییییییییییییییییی گفت که باید منو مامانتو داداشت هم میایم بعد 2تا مرغ و گوشتو خلاصه همه چیز خریدیم بعد صبح ساعت 8 پاشدیم که بریم 13 که مامان یکی از دوستام گفت امیدو نمی زارم بیاد حالا بیا مامان امیدو راضی کن بله بعد از نیم ساعت گرفتاری راضی شد که بریم رفتیم یکی از کوه هایه شهرمون ،بعد از ماشین پیاده شدیم وسایل رو یکی یکی بردیم بالا کوه حصیر رو پهن کردیم یکی از دوستام زغال گذاشت من همگوشتو با مرغ رو تیکه تیکه کردم و مامانم کرد تو سیخ بعد بابام هم پخت اینجا 2 تا مفت خور بودن داداشم با امید آقا داشتن با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکردند خلاصه کباب ها هم پخت و خوردیم بعد بابام قلیون میکشید و ما هم قله نوردی کردیم رفتیم تا بالایه کوه، شهر زیر پامون بود یه نیم ساعت موندیم حالا بریم پایین مگه می شه بارون لیز کرده بود گفتیم چیکار کنیم چیکار نکنیم که کریستیانو رونالدو توپو با شدت زیاد وارد دروازه میکنه ببخشید به گیرنده هاتون دست نزنید بعد از دست هم گرفتیم ورفتیم پایین یکم هله هوله خوردیم پایین کوه یه جایی بود که آب رد میشد یعنی گاوو گوسفند خوشکلش کرده بودن مثله فاضلاب بود با دوستم شرت رو کمکنی گذاشتیم که از رویه این نهر زیبا بپرین
چشمتون روز بد نبینه دوستم گفت که اول تو بپر گفتم باشه بدوبدو که خواستم از روی این فاضلاب دهن باز بپرم اول کار پام لیز خورد وبا کمر افتادم تیوی اون همه ...خلاصه رفتیم یکی از اون خونه ها لباسمو عوض کردم بعد رسیدم خونه که یک هفته تو هموم خوابیدم که بوی به به از روم بره
قصه ی ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید حالا ببینم این 13 بدر چه سرم میاد خدا به خیر کنه